نقشه راه مطالعه عمیق

نوشته حسین بهنودی در ۳۰ آبان ۱۴۰۴

در دنیایی که انگار عملاً طراحی شده تا دامنه توجه ما را کوچک و محدود کند، دنیایی پر از اسکرول کردن‌های بی‌‌پایان و لذت‌های آنی، آدم به فکر فرو می‌رود: آیا نوجوانان ما دارند تواناییِ «واقعی خواندن» را از دست می‌دهند؟ منظور من نگاهی گذرا به پیامک‌ها یا تواناییِ تشخیص کلمات روی صفحه کاغذ نیست. منظور من «مطالعه عمیق» است. اما این دقیقاً یعنی چه؟

مطالعه عمیق، یک سفر آگاهانه برای فهمیدن، درک ایده‌های پیچیده و کاری کردن است که متن واقعاً در ذهنمان بماند. به یک درگیریِ ذهنی آرام و متفکرانه فکر کنید، نه یک نگاه سریع و گذرا. تفاوتش مثل تفاوت بین دریافتِ غیرفعالِ اطلاعات و ساختن فعالانه‌ی یک دنیای ذهنی است.

و اصلاً چرا باید اهمیت بدهیم که نوجوانان می‌توانند این کار را انجام دهند یا نه؟ چون این یک «اَبَرقدرت» است. یک نگاه سریع به فواید شگفت‌انگیز آن، چیزهایی مثل مغزهای تیزتر، دایره لغات وسیع‌تر، همدلی در سطح ابرقهرمان‌ها، کاهش استرس، نمرات بهتر و ذهنی سرشار از خلاقیت را نشان می‌دهد. واقعاً، آیا هدیه‌ای ارزشمندتر از این وجود دارد که بتوانیم به نسل بعد تقدیم کنیم؟

تاریخچه مطالعه نوجوانان

برای درک بحرانِ توجهِ فعلی، بد نیست ببینیم چطور به اینجا رسیدیم. قبل از اینکه اصلاً «نوجوانان» وجود داشته باشند (جدی می‌گویم، قبل از اینکه این مفهوم در دهه ۱۹۳۰ میلادی شکل بگیرد)، عادت‌های کتاب‌خوانی جوانان اغلب با بزرگسالان یا کودکان در یک دسته قرار می‌گرفت. ظهور «نوجوان» به عنوان یک گروه جمعیتی متمایز، موج جدیدی از ادبیات را به همراه آورد که مستقیماً با تجربیات آن‌ها صحبت می‌کرد. به کتاب «هفدهمین تابستان» اثر مورین دالی، یا «بیگانگان» اثر اس. ای. هینتون فکر کنید.

بعد سر و کله جودی بلوم و «رمان‌های مسئله‌محور» او در دهه‌های ۶۰ تا ۸۰ میلادی پیدا شد که به موضوعاتی می‌پرداختند که قبلاً ممنوعه به حساب می‌آمدند. کتابخانه‌ها به مراکز فرهنگی تبدیل شدند و دسترسی به این روایت‌های حیاتی را فراهم کردند. ما حتی شاهد یک بازگشت کوتاه با کتاب‌های «هری پاتر» و «عطش مبارزه» بودیم؛ آن لحظات باشکوهی که به نظر می‌رسید تمامِ یک نسل دارند کتاب ورق می‌زنند.

اما ناگهان، انقلاب دیجیتال از راه رسید و همه‌چیز تغییر کرد. آمارها تکان‌دهنده‌اند: مطالعه روزانه برای سرگرمی، از ۶۰ درصد در دهه ۷۰ میلادی به کمتر از ۲۰ درصد تا سال ۲۰۱۶ سقوط کرد. آن زمان کجا رفت؟ بیشترش به دهانِ سیری‌ناپذیر شبکه‌های اجتماعی سرازیر شد.

دنیای دیجیتال: دوست تمرکز یا دشمن آن؟

حالا سوال اینجاست: آیا این دو روشِ تجربه کردنِ دنیا می‌توانند مسالمت‌آمیز در کنار هم وجود داشته باشند؟ یا یکی آن‌ دیگری را نابود خواهد کرد؟ مغزهای ما به طرز شگفت‌انگیزی انطباق‌پذیر هستند و مصرف مداوم محتوای دیجیتال، آن‌ها را برای «توجه جزئی و پراکنده» تربیت می‌کند. وقتی اعلانات (نوتیفیکیشن‌ها)، تکه‌های کوتاه متن و نیاز به اطلاعات فوری مدام ما را بمباران می‌کنند، تمرکز عمیق مثل یک کار سخت و طاقت‌فرسا به نظر می‌رسد.

این بحث همچنان داغ است: آیا مطالعه دیجیتال فعالانه مانعِ درک عمیق می‌شود؟ بسیاری استدلال می‌کنند که نسخه کاغذی همچنان پادشاهِ یادگیری و تمرکز است، به‌خصوص برای بچه‌های کم‌سن‌وسال‌تر. چیزی در تجربه لمس کردن کتاب و نبودِ عوامل حواس‌پرتی وجود دارد که اجازه می‌دهد نوع متفاوتی از درگیری با متن شکل بگیرد.

و با این حال… پارادوکسِ «بوک‌تاک» (#BookTok) وجود دارد. پلتفرم‌هایی مثل اینستاگرام، تقریباً باورنکردنی است اما، دارند نوع جدیدی از اشتیاق به مطالعه را برمی‌انگیزند و جوامع آنلاین کتاب‌خوانی می‌سازند. آیا این یک حرکت سطحی و نمایشی است؟ یا دروازه‌ای به سوی عمق؟ آیا این بچه‌ها واقعاً با متن درگیر می‌شوند یا فقط با «ایده‌ی درگیر شدن با متن» حال می‌کنند؟ معلم‌هایی که من می‌شناسم حسابی کلافه شده‌اند و تلاش می‌کنند دانش‌آموزان را وادار کنند تا عمیقاً با متون درسی درگیر شوند، آن هم وقتی که همه چیزهای دیگر بسیار «هیجان‌انگیزتر» هستند.

گام‌های عملی برای پرورش خوانندگان عمیق

پس، چطور باید در این چشم‌انداز پیچیده حرکت کنیم و در عصر دیجیتال، خوانندگان عمیق پرورش دهیم؟

اولین قدم ساده است: به انتخاب‌هایشان احترام بگذارید. بگذارید خودشان خوراک ذهنی‌شان را انتخاب کنند! داستان، ناداستان، رمان‌های گرافیکی (کمیک)، کتاب‌های صوتی؛ کلید ماجرا «ارتباط» است. کتاب‌ها را به علایقشان وصل کنید: بازی‌های ویدیویی، فیلم‌ها، رویدادهای روز. مطالعه را باحال، راحت و در دسترس کنید. مدارس و خانه‌ها باید پر از کتاب‌های متنوع و گوشه‌های دنج و ساکت باشند.

والدین و معلمان: شما الگوهای مطالعه باشید! بگذارید آن‌ها شما را غرق در یک کتاب ببینند. از باشگاه‌های کتاب‌خوانی گرفته تا پروژه‌های گروهی، خواندن را به یک ماجراجویی مشترک تبدیل کنید. با هم بحث کنید، مناظره کنید و کشف کنید.

اما فراتر از صرفاً تشویق به خواندن، ما باید مغز آن‌ها را برای «عمق» تمرین دهیم. روش عمیق خواندن را آموزش دهید: استراتژی‌های پیش از مطالعه، حاشیه‌نویسی فعال (یادداشت‌برداری، سوال پرسیدن، علامت‌گذاری)، خلاصه کردن و پرسیدن سوال‌های سخت. به آن‌ها نشان دهید چطور استدلال‌ها را تحلیل کنند، تعصبات را تشخیص دهند و واقعاً درباره چیزی که مصرف می‌کنند فکر کنند. به‌طور مشخص دایره لغات و ریشه کلمات را آموزش دهید.

در نهایت، و شاید مهم‌تر از همه، به آن‌ها کمک کنید «سواد دوگانه جدید» را توسعه دهند. موضوع ممنوع کردن صفحه‌های نمایش نیست؛ موضوع آموزش دادن به نوجوانان است تا از ابزارهای دیجیتال عاقلانه استفاده کنند و برای اهداف مختلفِ خواندن، دنده‌ی ذهنشان را عوض کنند. با «کتاب کاغذی» شروع کنید، سپس خواندن عمیق را در فرمت‌های مختلف آموزش دهید.

پاداش مادام‌العمر

مطالعه عمیق یک عادت قدیمی و خاک‌خورده متعلق به دوران گذشته نیست. این یک مهارت ضروری و حیاتی برای رشد در تمام جنبه‌های زندگی یک نوجوان است. این مهارت درباره پرورش تفکر انتقادی، همدلی و عشقی مادام‌العمر به یادگیری است.

پس بیایید محیط‌هایی بسازیم که در آن‌ها مطالعه عمیق فقط یک تکلیف مدرسه نباشد، بلکه یک سفر دوست‌داشتنی برای کشف کردن و ابزاری قدرتمند برای مسیریابی در دنیای پیچیده‌شان باشد. بیایید به آن‌ها کمک کنیم در متن غرق شوند، نه اینکه فقط روی آن سُر بخورند.