تکنیک خودسازگاری

نوشته حسین بهنودی در ۵ اردیبهشت ۱۴۰۳

تصور کنید از گروهی از دانش‌آموزان خود می‌خواهید یک مسئله ریاضی پیچیده را حل کنند. آیا همه آن‌ها از یک راه به جواب می‌رسند؟ قطعاً خیر. هر دانش‌آموز ممکن است از روشی متفاوت استفاده کند، اما در نهایت، اکثر کسانی که مسئله را درست حل کرده‌اند، به یک پاسخ مشترک خواهند رسید. این اجماع بر سر پاسخ نهایی، نشان‌دهنده صحت آن است.

تکنیک خودسازگاری (Self-Consistency) در هوش مصنوعی نیز دقیقاً بر همین اصل استوار است. به جای اینکه از مدل هوش مصنوعی بخواهیم تنها یک بار و با یک روش به سوال ما پاسخ دهد، از او می‌خواهیم چندین بار و از مسیرهای فکری گوناگون به مسئله نگاه کند و راه‌حل‌های متفاوتی ارائه دهد. در نهایت، پاسخی که بیشترین تکرار را در میان خروجی‌های مختلف داشته باشد، به عنوان پاسخ نهایی و قابل اعتمادترین گزینه انتخاب می‌شود. این روش، به‌ویژه در مسائلی که نیازمند استدلال منطقی و محاسباتی هستند، کارایی فوق‌العاده‌ای دارد.

چگونه از خودسازگاری استفاده کنیم؟

استفاده از این تکنیک پیچیده نیست و تنها نیازمند تغییر در شیوه کار شماست. برای پیاده‌سازی خودسازگاری، می‌توانید مراحل زیر را دنبال کنید:

  • طراحی یک پرامپت «زنجیره افکار» (CoT): ابتدا باید از هوش مصنوعی بخواهید که صرفاً پاسخ نهایی را ارائه ندهد، بلکه مراحل تفکر و استدلال خود را نیز گام به گام توضیح دهد. این کار را می‌توان با افزودن عباراتی مانند «مرحله به مرحله فکر کن» یا «روند رسیدن به پاسخ را توضیح بده» به پرامپت خود انجام داد.
  • تکرار پرامپت: پرامپت طراحی شده را چندین بار (مثلاً ۳ تا ۵ بار) به مدل ارائه دهید. از آنجایی که هوش مصنوعی، مقداری عنصر تصادفی در پاسخ‌های خود دارند، هر بار راه حل کمی متفاوت خواهند بود.
  • تحلیل: پاسخ‌های مختلف را بررسی کنید. به دنبال پاسخی بگردید که بیشترین تکرار را در میان خروجی‌ها داشته است. این پاسخ، همان نتیجه‌ای است که از اعتبار بالاتری برخوردار است.

تمرین: معمای چوب بیسبال و توپ

این مسئله مشهور، بخشی از «تست بازتاب شناختی» (CRT) است که اولین بار در سال ۲۰۰۵ توسط پروفسور شین فردریک (Shane Frederick) معرفی شد. هدف اصلی این تست، سنجش توانایی افراد در نادیده گرفتن پاسخ شهودی و سریع (سیستم ۱ مغز) به نفع تفکر تحلیلی و منطقی (سیستم ۲ مغز) است.

نکته جالب این است که بسیاری از دانشجویان دانشگاه‌های نخبگان مانند هاروارد و MIT نیز در دام پاسخ غلط (۱۰ سنت) افتادند. این مسئله یک مثال کلاسیک در روانشناسی است که نشان می‌دهد مغز ما تمایل دارد برای ذخیره انرژی، بدون بررسی دقیق به اولین حدس خود اعتماد کند.

پرامپت ساده:

یک چوب بیسبال و یک توپ روی هم ۱ دلار و ۱۰ سنت قیمت دارند.
قیمت چوب، دقیقاً ۱ دلار بیشتر از قیمت توپ است.
قیمت توپ چقدر است؟

پرامپت با تکنیک خودسازگاری:

نقش (Role): شما یک استاد حرفه‌ای ریاضی هستید.
هدف (Goal): یافتن پاسخ صحیح یک مسئله ریاضی به روش Self-Consistency.
مخاطب (Audience): دانش آموزان دبیرستان
مسئله: یک چوب بیسبال و یک توپ روی هم ۱ دلار و ۱۰ سنت قیمت دارند. قیمت چوب، دقیقاً ۱ دلار بیشتر از قیمت توپ است. قیمت توپ چقدر است؟
وظایف (Tasks): مسئله ارائه شده را طبق مراحل زیر حل کنید:
---
- مسئله را حداقل ۵ بار و هر بار به روشی مستقل و متفاوت حل کنید.
- هر بار، تمام مراحل راه حل را به صورت گام‌به‌گام توضیح دهید.
- پس از تولید ۵ راه‌حل، پاسخ آن‌ها را به دقت بررسی کنید.
- پاسخی را که بیشتر تکرار شده را به عنوان پاسخ نهایی شناسایی کنید.
- پاسخ نهایی را به همراه تحلیل همه پاسخها ارائه دهید.
---

پاسخ هوش مصنوعی


این مسئله در نگاه اول بسیار ساده به نظر می‌رسد و مغز ما تمایل دارد سریعاً یک پاسخ (که معمولاً ۱۰ سنت است) را پیشنهاد دهد. اما در ریاضیات، ما یاد می‌گیریم که به شهود اولیه اعتماد نکنیم و با روش‌های منطقی و محاسباتی پاسخ را بررسی کنیم.

برای اطمینان از صحت پاسخ، من این مسئله را ۵ بار و با ۵ روش کاملاً متفاوت حل می‌کنم (روش Self-Consistency) تا ببینیم آیا همه راه‌ها به یک نتیجه می‌رسند یا خیر.


راه‌حل اول: دستگاه معادلات خطی (روش جبری کلاسیک)

این روشی است که شما در کتاب‌های درسی زیاد دیده‌اید. بیایید متغیرها را تعریف کنیم.

 

  1. تعریف متغیرها:

    • قیمت توپ =

    • قیمت چوب =

  2. تشکیل معادلات:

    • مجموع قیمت‌ها ۱.۱۰ دلار است:

      x+y=1.10x + y = 1.10
    • چوب ۱ دلار گران‌تر از توپ است:

      y=x+1.00y = x + 1.00
  3. حل دستگاه:
    ما معادله دوم را در معادله اول جایگذاری می‌کنیم:

    x+(x+1.00)=1.10x + (x + 1.00) = 1.10
    2x+1.00=1.102x + 1.00 = 1.10

    حالا ۱ دلار را از طرفین کم می‌کنیم:

    2x=0.102x = 0.10

    طرفین را بر ۲ تقسیم می‌کنیم:

    x=0.05x = 0.05

     

نتیجه راه‌حل اول: قیمت توپ ۰.۰۵ دلار (یا ۵ سنت) است.


راه‌حل دوم: روش استدلال حسابی (حذف اختلاف)

بیایید بدون استفاده از و و فقط با منطق خالص فکر کنیم.

 

  1. تحلیل: ما می‌دانیم که کل پول ۱.۱۰ دلار است. همچنین می‌دانیم که چوب ۱.۰۰ دلار از توپ بیشتر سهم دارد.

  2. حذف اختلاف: اگر ما آن ۱ دلارِ اضافی (که قیمتِ بیشترِ چوب است) را از کل مبلغ (۱.۱۰ دلار) کنار بگذاریم، چه چیزی باقی می‌ماند؟

    1.10−1.00=0.101.10 - 1.00 = 0.10

    (۱۰ سنت)

  3. تقسیم برابر: این ۱۰ سنت باقی‌مانده، باید به طور مساوی بین چوب و توپ تقسیم شود (چون اختلاف قیمت را قبلاً برداشتیم).

    0.10÷2=0.050.10 \div 2 = 0.05
  4. نتیجه‌گیری: پس سهم پایه توپ ۵ سنت است. (سهم چوب هم می‌شود ۵ سنت + آن ۱ دلاری که اول برداشتیم = ۱.۰۵ دلار).

 

نتیجه راه‌حل دوم: قیمت توپ ۰.۰۵ دلار است.


راه‌حل سوم: آزمون و خطا (رد گزینه شهودی)

بیایید فرض کنیم پاسخ ذهنی اکثر مردم (۱۰ سنت) درست است و ببینیم چه اتفاقی می‌افتد.

 

  1. فرض غلط: قیمت توپ = ۰.۱۰ دلار.

  2. محاسبه قیمت چوب: چون چوب ۱ دلار گرانتر است، پس:

    0.10+1.00=1.100.10 + 1.00 = 1.10
  3. محاسبه مجموع: حالا قیمت چوب و توپ را جمع می‌کنیم:

    1.10(چوب)+0.10(توپ)=1.201.10 (\text{چوب}) + 0.10 (\text{توپ}) = 1.20
  4. بررسی: مجموع شد ۱.۲۰ دلار، اما مسئله گفته بود مجموع باید ۱.۱۰ دلار باشد. پس ۱۰ سنت غلط است.

اصلاح حدس: باید عدد کوچکتری را امتحان کنیم. بیایید ۰.۰۵ را امتحان کنیم.

  1. فرض جدید: قیمت توپ = ۰.۰۵ دلار.

  2. محاسبه قیمت چوب:

    0.05+1.00=1.050.05 + 1.00 = 1.05
  3. محاسبه مجموع:

    1.05+0.05=1.101.05 + 0.05 = 1.10
  4. بررسی: مجموع دقیقاً ۱.۱۰ دلار شد.

 

نتیجه راه‌حل سوم: قیمت توپ ۰.۰۵ دلار است.


راه‌حل چهارم: مدل‌سازی تصویری (Bar Model)

این روش برای درک بصری مسئله عالی است.

 

  1. رسم نمودار:
    فرض کنیم قیمت توپ یک “جعبه” باشد.
    قیمت چوب برابر است با یک “جعبه” به علاوه ۱ دلار.

    • توپ: [ ]

    • چوب: [ ] + $1.00

  2. جمع کل:
    [ ] + [ ] + $1.00 = $1.10

  3. حل مدل:
    دو تا جعبه + ۱ دلار شده است ۱.۱۰ دلار.
    پس دو تا جعبه برابر است با ۱۰ سنت ($1.10 –1.001.00).

    بنابراین یک جعبه (که قیمت توپ است) برابر است با ۵ سنت.

نتیجه راه‌حل چهارم: قیمت توپ ۰.۰۵ دلار است.


راه‌حل پنجم: تبدیل واحد به سنت (برای دوری از اعشار)

گاهی اوقات کار با اعداد اعشاری گیج‌کننده است. بیایید همه چیز را به “سنت” تبدیل کنیم.

  1. تبدیل داده‌ها:

    • مجموع قیمت = ۱۱۰ سنت.

    • اختلاف قیمت = ۱۰۰ سنت.

    • قیمت توپ = b

  2. نوشتن معادله:
    قیمت چوب =

    b+100b + 100

    مجموع:

    b+(b+100)=110b + (b + 100) = 110
  3. حل معادله:

    2b+100=1102b + 100 = 110
    2b=102b = 10
    b=5b = 5

 

نتیجه راه‌حل پنجم: قیمت توپ ۵ سنت (یا ۰.۰۵ دلار) است.


بررسی و تحلیل نهایی (Self-Consistency Check)

بیایید پاسخ‌هایی که از ۵ روش مختلف به دست آوردیم را مرور کنیم:

  1. روش جبری: ۰.۰۵ دلار

  2. روش حسابی: ۰.۰۵ دلار

  3. روش آزمون و خطا: ۰.۰۵ دلار

  4. روش تصویری: ۰.۰۵ دلار

  5. روش تبدیل واحد: ۰.۰۵ دلار

تحلیل:
همانطور که می‌بینید، تمام روش‌ها، چه از طریق جبر، چه منطق و چه ترسیم شکل، به یک عدد واحد رسیدند. این تکنیک (Self-Consistency) به ما اطمینان می‌دهد که خطای محاسباتی یا منطقی نداشته‌ایم. پاسخ شهودی “۱۰ سنت” که اکثر افراد در ابتدا فکر می‌کنند، اشتباه است زیرا اگر توپ ۱۰ سنت باشد، چوب ۱.۱۰ دلار می‌شود و مجموع آنها ۱.۲۰ دلار خواهد شد.

پاسخ نهایی:

قیمت توپ ۰.۰۵ دلار (یا ۵ سنت) است.